((گلايه ها))

 

هراسی نیست از این امید که ارزش صبوری ندارد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

و دل بستنی که از دل این همه سکوت بر می خیزد رفتنی ست

 

وقصه ها پر می شود از غصه ها و گلایه ها.

 

عادت می کنیم به مرگی که در چشمان خواب آلوده مان می خندد

 

وپریشانی را به بازی می گیرد.

 

سایه ها رهایمان نمی کنند.

 

غریبه می شوند دست هایی که گله از دلسوزی می کردند

 

و من و تو خسته می شویم از آن اشاره های دورادوی

 

که آزادی را در تقدیر ما می شکند

 

ولی ما تن می دهیم به تمام فاصله ها...

 

 

http://haft.persianblog.ir

 

/ 4 نظر / 16 بازدید
فهيمه

سلام خوبی عزيز خوشحالم که باز می بينم که اين هم سرشار از عاطفه هستی..من هم اپ کردم ومنتظر

کسری

مگر از گلشن عشق آمدی ای بلبل مست .. که چنین ناله ی جانشوز ندارد بشری..

بانو**

درود وبلاگ زيبايی داری به من هم سر بزن باتبادل لينک موافق بودی خوشحال ميشم خبرم کنی ايام به کامتان باشه

mohammad reza

هراسی نیست از این امید که ارزش صبوری ندارد و دل بستنی که از دل این همه سکوت بر می خیزد رفتنی ست وقصه ها پر می شود از غصه ها و گلایه ها. عادت می کنیم به مرگی که در چشمان خواب آلوده مان می خندد وپریشانی را به بازی می گیرد. سایه ها رهایمان نمی کنند. غریبه می شوند دست هایی که گله از دلسوزی می کردند و من و تو خسته می شویم از آن اشاره های دورادوی که آزادی را در تقدیر ما می شکند ولی ما تن می دهیم به تمام فاصله ها...