بالون های قرمز پر از بسته های غم،درد و نفرت در آسمان آبی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

نا خود آگاه رها شده تا آنجا می روند که دیگر دیده نشوند.

 

به من بگو آن طرف تر ،آن سوی آسمان که دیده نمی شود

 

بالون های قرمز رها چه می کنند؟

 

ما با نا شناخته ها چه می کنیم؟؟؟

 

چند بالون لازم است تا من احساس شادی کنم؟!

 

دلم می خواهد در گوش تو هم بگویم:

 

نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی.

 

به حباب لب یک رود قسم و به آن لحظه شادی که گذشت،

 

غصه هم خواهد رفت

 

فرشتگان خیالی داوطلب زیادی هستند که حاضرند در بالون های قرمز

 

نشسته و در آن سوی آسمان هدیه ما به نا شناخته باشند.

 

چه کسی می داند شاید این طور  برای من بهتر باشد.

 

 

 

 

 

 

امروز 26 فروردین سالروز تولد سکوت سرد است

 

سکوت سردی که تو با گرمای وجودت جانی تازه به آن بخشیدی...

 

باز هم مممنونم...ممنونم....

 

 

/ 62 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فهیمه

تا که بوديم نبوديم کسی...گشت ما را غم بی همنفسی...تا که رفتيم همه يار شدند...خفته ايم وهمه بيدار شدند...قدر ائينه بدانيم چو هست ..نه در ان وقت که اقبال شکست ...من هم اپ کردم

رنگين كمون

چه ارغواني زيباي تاريكي اي اطلسي نه مثل خون نه مثل تصنع وقتي كنار سبز مي خواني آواز بي هياهوي بويت را رزها و لاله عباسي آهسته گوش مي خوابانند تا حس كنند رقص اريب پري هاي شبزاد را بر روي برگ هاي مرطوب اي اطلسي در تو رگ غريبي جاري است مالوف شب كه نسبتي ندارد با سرخ كاغذي هر چند خيزگاه سرخ جگرواره و لاله هاي چرمي و سرخ خون مردان خورشيد است اي اطلسي اي ارغواني ناب ظلمت گذرگاه حرامي ها و دشنه هاي خونين است اما تو همچنان بتاب تو همچنان بتاب ............ سلام تينايی عزيزم... اپم منتظرتم ميای که؟ فدای تو

علي آزاد

اگر مي‌خواين اثر جديد دكتر جان گري، نويسنده‌ي مردان مريخي و زنان ونوسي، رو ببينين سري بزنين. نظر فراموش نشه. ممنون.

(___\سـکـوت عـشـق/___)

هرکس تو چشمای من خیره بشه غم تنهایی مو باور میکنه... سلام خیلی زیبا نوشتی ناخداگاه از چشمام اشک اومد سکوت عشق آپدیت شد و منتظره حضور پرمهر تو ..

محمد (همون عاشق ديوونه)

گرفتنم به جرم گل چیدن ولی هیچ وقت ازم نپرسیدن که گل میچیدم یا میکاشتم!سلام.بعد از مدتها آپدیت کردم خوشحال میشم بیای پیشمو مرحمی واسه دردم باشی.راستی تولد بلاگت رو هم تبریک میگم . . .

مینو

سلام تینا گلممممممممم خیلی زیبا مینویسی خوشحال میشم بیای پیشم موفق باشی

مرتضی(باران دلتنگی)

سلام ... مرسی بابت حضور گرمت عزیز .... هنوز کودکم میان پرچین ها سکوت شب نه سرود سحر کشیده ام اینجا هنوز خنده های دلم زیباست مترسک امید من بی خیال این شبهاست به روی تک تک شبهای خیس تنهایی نوشته ام امید من فراتر از اینهاست (نوشته ام غروب میمیرد تمام قصه های شب غبار میگیرد) دلم هنوز پی بازی هاست پی ستاره دنباله دار رویاهاست دلم پر عطر گل اقاقی هاست پی شکفتن امید یک رویاست دلم بی خیال این شبهاست سکوت و باران شب ترانه اینجاست هنوز خسته از آسمان شبها نیست دلم هنوز امید شبهای بی رویاست بازم بیا پیشم .......................................

رهگذر

سلام خوبی وبلاگ قشنگی داری اگه میشه لینک منو انجا بزار ای دل از بی تارو پودی خسته ام آنچه گفتی و نبودی خسته ام بايد امشب پيکرم را بردرن وای از اين قبر عمودی خسته ام

venouse

salam dooste aziz tavaloodat mobarak