خسته ام از اين همه فريب!

 

ای وای از اون همه احساس

شد پر پر نگاه تو

حيف از دلی که با جونم

می رفت به راه تو

حالا که دست دل سنگت

رو شد واسه دل خستم

می خوام بدونی چشمام و

روی تو بستم...

/ 180 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مه تا

راستی تينا جون با قدم زدن زير نور ماه چطوری/

دعا

راستی يه سئوال

ايلا

تينا جون اومدم دنبالت بريم سفر

آناهيتا

سلام عزيزم...ايشالا غم آخرت باشه و دردهات روزبه روز کمتر بشن... همين رو می تونم بگم...

شبلی

تينای عزيز در اندوهت صميمانه شريکم.

مسيحا

و نتر سيم از مرگ. مرگ پايان کبوتر نيست. مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گويد. و همه می دانيم ريه های لذت پر اکسيژن مرگ است...

مهدی

سلام با اجازتون من شما رو لینک میکنم اگه ممکنه شما هم منو لینک کنید دوست شما مهدی فعلا

آذرپاد بهرام

درود بر فرهء ایزدی همهء آنان که این قالب مادی را تهی کرده و به نیای مینوی خود پیوستند.دوست من،تینای همتبار من شنیدم که سالگرد فوت پدر را به سوگ نشسته ای.برای من و تو که هر دو بهدین و آریایی تباریم مرگ پایان راه نیست بلکه آغازیست زیبا برای ادراک آنچه که وجود داشته ولی تا کنون نمی دیده ایم.مرگ آرزوی سپیدی است که بر سیاهی های این جهان گذرا مینشیند و سیاهی را پایان میبخشد.از سوی خودم و همهء یاران آتشکدهء زرتشت برای تو شکیبایی و بردباری آرزو مند و برای آن غائب از نظر از اهورمزدای بزرگ پرديس را خواستارم.

مدادرنگی

تینای عزیز سالگرد فوت پدرتو نو بهت تسلیت می گم پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست

بهار

سلام تينا جان ... تسليت ميگم ... رحش شاد و خدا بيامرزه پدر گراميتان را